تبليغاتX
هیپنوتیزم
هیپنوز یکی از حالتهای طبیعی مغز است نه خواب است نه بیداری نه بیهوشی نه دلیریوم و نه توهم . هیپنوتیزم طبق تعریف روشی است که طی ان تغییراتی در حواس و ادراک و افکار و احساسات یا رفتار القا و ایجاد می شود هیپنوتیزم در نتیجه توجه و پذیرش متمرکز ایجاد شده و به درجات مختلف سه حالت زیر همزمان یا به تنهایی بوجود می آید

۱)جذبAbsorption

۲)تجزیه یا انفکاک Dissociation

۳)تلقین پذیریSuggestibility

هیپنوز مشابه دیدن یک فیلم جذاب یا مسابقه فوتبال است موقع تماشای یک فیلم تمام توجه ما جذب داستان شده بطوری که حواس ما از سایر موضوعات جدا شده و ما حتی گرسنگی یا گذشت زمان را حس نمی کنیم و در انتها تحت تاثیر پیام فیلم یا نتیجه مسابقه قرار خواهیم گرفت و شاد یا هیجان زده یا غمگین ..... خواهیم شد این پدیده را یک پدیده شبه هیپنوتیزم Trance like می نامند مثالهای دیگری هم برای موارد مشابه می توان زد مثل شرکت در یک مراسم مذهبی یا یک سخنرانی سیاسی و ........

برای ایجاد هیپنوز ابتدا باید توجه سوژه را به یک نقطه جذب کرد و بعد از گذشت زمان لازم وقتی سوژه آماده شد تلقینات لازم برای انفکاک و تلقین را انجام داد .

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در یکشنبه هشتم آبان 1390 و ساعت 15:39 |
نابغه هیپنوتراپی مدرن میلتون هایلند اریکسون Milton Hyland Erickson در سال ۱۹۰۱ در یک خانواده پر تعداد روستایی در امریکا به دنیا آمد وی مبتلا به کور رنگی ، تاخیر رشد و دیس لکسی (اختلال فهم مطالب نوشتاری) بود بعد ها با تلاس فراوان بر یشس لکسی غلبه کرد ولی در ۱۷ سالگی مبتلا به فلج اطفال شد فاز حاد بیماری آن قدر شدید بود که که پزشکان پیش بینی کردند که از بیماری جان سالم به در نمی برد ولی میلتون زنده ماند اما کاملاً فلج شد به گونه ای که حتی نمی توانست حرف بزند میلتون جوان با تمرکز به ناخودآگاه و با کمک خود هیپنوتیزم توانست به تدریج عضلاتش را حرکت دهد و راه برود و حرف بزند بعد ها با پشتکار فراوان پزشک شد و تخصص روانپزشکی دریافت کرد و در سن ۵۱ سالگی دچار سنرم پست پولیوpost polio شد که این بیماری باعث شد تا آخر عمر روی صندلی چرخدار بنشیند . اریکسون روشهای درمانی هیپنوتیزمی مختلفی را ابداع کرد شیوه خاص وی در استفاده از تلقینات غیر مستقیم و قصه و استعاره این فرصت را به سوژه ها می داد تا توانایی های درونی خویش را کشف نمایند اریکسون معتقد بود هر آنچه بیمار با خود به اتاق درمان می آورد حتی مقاومتها را هم می توان در راستای درمان بکار گرفت به عقیده وی ناخودآگاه مخزن بزرگی از تواناییهایی است که باید از ان برای درمان استفاده کرد

اریکسون تکنیک هیپنوز هوشیار را تکمیل کرد به عقیده اریکسون مردم تحت تاثیر تلقینات منفی دچار مشکلات فراوان می شوند و همیشه لازم نیست با القای رسمی سوژه را در حالت هیپنوز قرار داد . اریکسون بنیان گذار انجمن هیپنوتیزم امریکا بود تلاشهای وی با عث شناخته شدن هیپنوز به عنوان یک روش موثر درمانی و پذیرفته شدن آن بعنوان یک رشته تخصصی در امریکا شد امروزه اکثر هیپنوتراپیست ها از روشهای اریکسون الهام گرفته و از تکنیکهای خارق العاده وی استفاده می کنند

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 و ساعت 16:34 |
نابغه روانشناسی زیگموند فروید Sigmond Freud توسط شارکو با هیپنوز آشنا شد وی در ابتدا با همکاری یوزف بروئر از هیپنوز بعنوان درمان هیستری استفاده کرد

 این دو برای اولین بار نشان دادند که برخی از علائم بیماریهای روانی مربوط به اتفاقات گذشته فرد است و برای درمان آن روش تخلیه هیجانی emotional abreaction را ابداع کردند این دو در سال ۱۸۹۵ کتاب مطالعاتی در هیستری را منتشر نموده که این نوشتار سرآغاز علم روانکاوی به شمار می آید فروید پش از مدتی هیپنوز را کنار گذاشت وی در زندگی نامه خود در این باره می نویسد که پس از اینکه دختر جوان و زیبایی را هیپنوز کردم وی بازوهای خود را دور گردنم حلقه کرد و مرا بوسید و من به اندازه کافی باهوش بودم که این اتفاق را پای جذابیت های غیر قابل مقاومت خود نگذارم در آن لحظه حس کردم پشت هیپنوز ماهیتی غیر اخلاقی وجود دارد . فروید ندانسته پدیده ای را شرح داد که امروزه به آن پدیده انتقال Transferance می گویند که عبارت است از احساس علاقه و کشش درمانجو نسبت به درمانگر که در تمام درمانها اتفاق می افتد(پدیده ای هم به نام انتقال معکوس یا  Counter Transferanceوجود دارد که عبارت است از علاقه درمانگربه درمانجو). فروید پس از آن القای رسمی هیپنوز را متوقف کرد و به جای هیپنوز روش تداعی آزاد Free Association را ابداع کرد . جایگاه رفیع فروید باعث گردید که برای سالهای متمادی هیپنوز به عنوان یک روش درمانی موثر به محاق فراموشی سپرده شود اگرچه فروید در سالهای اخر عمر تغییر عقیده داد ولی شاگردان و مریدان افراطی وی همچنان با هیپنوز مخالفت می نمایند . پس از سالها ارنست زیمل روانکاو آلمانی برای درمان اختلال موج انفجار shell shockاز هیپنوز استفاده کرد در طی جنگ دوم جهانی برای کنترل انواع درد و سندرم خستگی مفرط و نوروز جنگ نیز از هیپنوز استفاده می شد ولی بازتاب عمومی نداشت تا نوبت به نابغه هیپنوتراپی مدرن دکتر میلتون اریکسون رسید .

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در چهارشنبه ششم مهر 1390 و ساعت 16:40 |
ژان مارتن شارکو Jean Martin Charcot نورولوژیست بزرگ فرانسوی در پاریس انستیتوئی تشکیل داد و مکتب پاریس را بنیان نهاد شارکو که با تحریکات شدید عصبی اقدام به هیپنوتیزم می کرد وضعیت هیپنوتیزمی را پدیده ای نوروفیزیولوژیک به نام خواب عصبی می دانست که مانند هیستری علامتی از بیماری ذهن بود و معتقد بود هیپنوز فقط در بیماران هیستری اتفاق می افتد . شارکو اولین دانشمندی بود که هیپنوز را به سه سطح تقسیم کرد 1)لتارژی یا خواب آلودگی 2)کاتالپسی یا انجماد عضلانی 3)سومنامبولیسم یا خواب گردی.

در برابر مکتب پاریس ، ایبولیت برنهایم Hippolyte Bernheim و آمبروئاز آگوست لیبو Ambrais Aguste Liebeault مکتب نانسی را پایه گذاری کردند

 بر خلاف شارکو این دو اعتقاد داشتند که هیپنوز عملکردی از مغز سالم است و آنان به نقش تلقین پذیری و تلقین درمانی تاکید داشتند در مکتب نانسی در هیپنوتیزم از جملات آرام بخش استفاده می شد برنهایم متوجه شد هیپنوز در اثر خسته شدن عضلات پلک فوقانی ایجاد می شود نه خسته شدن عصب بینایی آنطور که برید می گفت در نهایت این جدل علمی به نفع مکتب نانسی خاتمه یافت .

دیو المان Dave Elman هیپنوتیزور بزرگ امریکایی با دقت فراوان یافته برنهایم مبنی بر خستگی عضلات پلک فوقانی را مطالعه کرد و به این نتیجه رسید هیپنوز اتفاق نمی افتد مگر اینکه پرشهایی در پلک ایجاد شود و متعاقباً پلک به صورت خاصی بسته شود به این ترتیب بسته شدن پلک ها در واقع باز شدن دروازه هیپنوتیزم تلقی می شود

المان از حرکت دست به عنوان تلقین غیر کلامی برای خسته شدن پلک استفاده کرد المان با آنکه تحصیلکرده نبود ولی کمک فراوانی در پیشرفت هیپنوز کرد و شاگردان فراوانی تربیت کرد که همچنان در این علم می درخشند .

پس از المان دانشمند دیگری که به پیشرفت هیپنوز کمک شایانی کرد دارو پزشک فرانسوی امیل کوئه Emile Coue بود که علم تلقین را به اوج خود رساند

دکتر کوئه مفهوم تلقین به خود Auto Suggestion را توضیح داد و گفت تلقین به خود ابزاری است که از ابتدای تولد با ما است و بطور ناخودآگاه تمام زندگی ما را شکل می دهد اگر از این ابزار درست استفاده کنیم زندگیمان را نجات داده ایم و اگر نادرست استفاده کنیم زندگیمان را تخریب کرده ایم او با این تئوری افکار مربوط به بیماری و شکست را با افکار سلامت و موفقیت جایگزین کرد و قوانین توجه متمرکز و اثر غالب و اثر معکوس را شرح داد.

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 و ساعت 14:6 |

James Braid جیمز برید جراح و چشم پزشک اسکاتلندی در دهه 1840 بطور اتفاقی متوجه شد که می توان با ثابت نگهداشتن نگاه بر یک شئی نورانی ایجاد هیپنوتیزم کرد

یک روز که دکتر برید مشغول معاینه بیمارش بود از او خواست به شمعی خیره شود تا بتواند رفلکس مردمک وی را بررسی کند که در همین زمان بیمار بدحالی به مطب برید مراجعه کرد و او مجبور شد برای معاینه بیمار جدید از اتاق خارج شود پس از چند دقیقه وقتی دکتر برید به اتاق برگشت با کمال تعجب متوجه شد بیمار اول بیحرکت و بدون پلک زدن به شمع چشم دوخته و خشکش زده است برید که قبللاًبه دلیل شرکت در جلسات هیپنوز نمایشی یکی از شاگردان مسمر به نام شارل لافونتن با آن پدیده اشنا بود به سرعت متوجه شباهت این حالت با پدیده مسمری شد با اشتیاق فراوان به مطبی که در همان نزدیکی بود رفت و از همکارش دعوت کرد برای مشاهده این مورد جالب به مطب او بیاید دو پزشک مدتی به بیمار و شمع چشم دوختند و هنگامی که برید می خواست درباره این پدیده با همکارش صحبت کند با کمال تعجب دید که او نیز به همان وضعیت دچار شده است برید به این نتیجه رسید که با خیره شدن به یک نقطه نورانی حالتی شبیه خواب ایجاد می شود او این پدیده را در ابتدا Neurypnologyنامید سپس آن واژه را به نوروهیپنوتیزم و سپس به هیپنوتیزم تغییر داد این واژه به قدری مقبولیت یافت که تا امروزه همچنان مورد استفاده قرار می گیرد و تغییر ان ممکن نبود . در سال 1847 برید تئوری بی اعتبار مغناطیس حیوانی را رها و مفهوم روان شناختی جدیدی به نان تک فکری Mono Ideismبه معنای تمرکز ذهنی بر یک فکر غالب را معرفی کرد . برید معتقد بود برای ورود به هیپنوز تمرکز چشم به یک نقطه باید همراه با تمرکز فکر باشد در این وضعیت سوژه ها تلقین پذیر شده و می توانند توجه خود را بر افکار ویژه ای که بر رفتارشان تاثیر می گذارد متمرکز کنند . جایگاه ویژه دکتر برید در جامعهپزشکی بریتانیا موجب پذیرش هیپنوتیزم توسط پزشکان انگلیس شد به همین دلیل وی را پدر هیپنوتیزم مدرن نامیده اند .

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 و ساعت 12:57 |

پس از مسمر تعدادی از شاگردان وی مانند دوپوئیسگور و فرانسوا دولوز و شارل لافونتن کار او را ادامه دادند که برجسته ترین انها مارکی دو پوئیسگورMarquis de Pusegurبود که اگر چه به مغناطیس حیوانی اعتقاد داشت ولی مخالف ایجاد حالت بحران در افراد بود و هیپنوز را با القای آرامش ایجاد می کرد

            

                                                

معروفترین بیمار وی یک کشاورز 23 ساله بنام ویکتور ریس بود ویکتور که از رعایای مارکی بود مبتلا به التهاب ریه بود ویکتور به راحتی هیپنوز می شد و با هیپنوتراپی به تدریج بهبود یافت ولی در جریان هیپنوز ویکتور یک اتفاق دیگر هم می افتاد او تحت هیپنوز غیبگویی می کرد و می توانست بعضی چیزها را پیش بینی کند همچنین گاهی بدون خارج شدن از هیپنوز چشمانش را باز کرده و راه رفته و کارهایی را که مارکی می خواست انجام داده و پس از پایان هیپنوز چیزی از آن کارها را به یاد نمی آورد دوپوئیسگور این حالت را سومنامبولیسم Somnambolismنامید . دوپوئیسگور تمام راز هیپنوز را در باور و اراده درمانگر می دانست به این ترتیب او هیپنوز را یک مهارت قابل اموزش می دانسا و بر همین اساس اولین انستیتوی هیپنوتراپی را در پاریس تاسیس کرد .

آبه فاریا Abbe de Fariaیک راهب دورگه هند و پرتغالی بود او تئوری مغناطیس حیوانی را قبول نداشت و معتقد بو تمرکز و تلقین دو فاکتور اصلی هیپنوز یا به تعبیر او خواب شفاف است او می گفت خواب شفاف درون ذهن سوژه به واسطه توانایی ذاتی و انتظار وقوع این حالت ایجاد می شود او دریافت خصوصیات سوژه مهمتر از توانایی هیپنوتیزور است و می گفت این فرایند در کسانی ایجاد می شود که توانایی ذاتی دارند نه هر کسی که ما بخواهیم . آبه فاریا که نگاهی گیرا داشت به چشمان سوژه خیره می شد و با تلقینات کلامی درباره خواب از سوژه می خواست به خواب فکر کند و زمانی که سوژه آماده می شد با صدای بلند و دستوری می گفت : بخواب

  

در سال 1821 یک فرنسوی به نام رکامیه اولین پزشکی بود که از هیپنوز مسمری برای بیحسی و جراحی استفاده کرد پس از او دکتر جان الیوستون رئیس انجمن سلطنتی پزشکی انگلیستان و استاد دانشگاه لندن درسال1834 تعداد زیادی جراحی با استفاده از هیپنوز مسمری انجام داد گرایش الیوستون به روشهای غیرعلمی مسمر باعث شد موقعیت خود را در دانشگاه از دست بدهد او در سال 1843نشریه the Zoistمنتشر کرد و 13 سال سردبیر آن بود که به تشریح و تبلیغ فرنولوژی و درمانهای مسمری می پرداخت وی در سال 1849 بیمارستانی برای درمانهای مسمری در لندن افتتاح کرد. جیمز ازدیلJames Esdaile جراح اسکاتلندی که در هند مشغول به طبابت بود به طور گسترده از روشهای مسمر برای ایجاد بیحسی استفاده کرد او این کار را در ابتدا روی زندانیان و مجرمین امتحان کرد ولی در طول سالهای بعد هزاران جراحی کوچک و بزرگ را با کمک هیپنوز با موفقیت انجام داد . ازدیل بعدها بعنوان پدر هیپنوآنستزی شناخته شد .

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 و ساعت 15:16 |

Franz Anton Mesmer در اوایل دهه 1770 پزشک و ستاره شناس آلمانی مقیم اتریش از جمله پزشکانی بود که کارهای پدر گاسنر را مشاهده کرد ولی فرضیه حلول ارواح خبیث را نپذیرفت و فکر می کرد فلز موجود در صلیب وسیله درمان می باشد بر اساس فرضیه مغناطیسم حیوانی تئوری جنجالی انتقال انرژی را بیان کرد 

 

مسمر از این تئوری بعنوان وسیله درمان استفاده کرد بر اساس ای تئوری انرژی مغناطیسی بصورت مایعی نانرئی از درمانگر به درمانجو منتقل می شود او بشکه ای چوبی از جنس بلوط طراحی کر و آن را با آب و براده آهن پر نمود که به آن باکه Baquet می گفتند 

 

لوله های فلزی که از اطراف باکه خارج شده توسط درمانجویان گرفته می شد و سپس مسمر با شنل قرمز و در محیطی با نور کم و با پخش موسیقی آرام بخش وارد می شد و اب درون باکه را مغناطیسی می کرد و در حالی که بیماران در اوج هیجان بودند دست خود را اطراف بیماران به حرکت در می آورد که به این عمل Pass می گفت و در پایان قسمتی از بدن بیمار را مه نیاز به درمان داشت را لمس می کردو در حالی که بیماران دچار حالت هیجان و تشنج شده بودند که به آن بحران می "فت و عقیده داشت شرط لازم برای درمان است جلسه را به اتمام می رساند در سال 1778 به دنبال تلاش ناموفق در برگرداندن بینایی یک موسیقیدان ، اتریش را به مقصد پاریس ترک کرد به دنبال معروفیت مسمر در پاریس بنا به در خواست پزشکان فرانسوی اوئی شانزدهم یک تیم متشکا از دانشمندان آن زمان شامل لاوازیه و دکتر گیوتین و به سرپرستی سفیر وقت امریکا بنیامین فرانکلین تشکیل داد . این گروه وجود مایع نامرئی را ادعایی کذب تشخیص داد و اعلام کرد این درمانها چیزی جز تصورات سرشار از هیجان نیست که در اثر فعالیت ذهنی سوژه بوجود آمده و وجود قدرت هیپنو تیزور را رد کرده و بدین ترتیب تئوری مغناطیس حیوانی برای همیشه رد شد و مسمر بعنوان پزشک شارلاتان شناخته شد . اگرچه نظریات این گروه با دیدگاه امروز در مورد هیپنوز بسیار نزدیک است ولی امروزه مسمر را پدر هیپنوتیزم نامیده تا جاییکه گاهی آنرا مسمریزم نیز می نامند پس از آن مسمر پاریس را ترک و از عرصه پزشکی خارج گردید و در فقر و تنهایی دار فانی را وداع گفت

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 و ساعت 14:4 |
هیپنوتراپی روش جدیدی نیست از اعصار گذشته از این روش در درمان بیماریهای زیادی استفاده می شد گرچه به نامهای جادوگری و جن گیری و علوم خفیه شناخته می شد . فلسفه شرق وغرب مملو از حالات مختلفی استکه مشابه خلسه می باشد که هم در درمانگر و هم درمانجو رخ می دهد در کتب آسمانی مانند تورات و انجیل نیز پدیده هایی شرح داده شده اند که شبیه هیپنوز می باشد اقوام سلت در اروپای غربی توسط کاهنان خود به نام Druidsروشهای درمانی مشابه هیپنوتراپی داشتند آثار به جا مانده از سنگ نوشته های مصر باستان در دوران رامسس دوازدهم نشان دهنده اماکنی به نام معابد خواب بوده که با مراسم خاصی بیماران را درمان کرده در ایران باستان سه گونه پزشک وجود داشته چاقو پزشکان که به جراحی می پرداختند دارو پزشکان که با گیاهان دارویی اقدام به درمان می کردند و جادو پزشکان که با روشهایی که امروزه به آن هیپنوتراپی می گوییم بیماران را شفا می دادندکه از نظر رتبه اینان بالاترین جایگاه را داشتند .

بو علی سینا در کتاب شفا جلد ششم پدیده ای را توضیح می دهدکه حالت خاصی از هوشیاری می باشد که بیمار گفته های پزشک را به صورت واقعیت درک کرده و به آنها عمل می کند ابن سینا این پدیده را الوهم الامیل نامید حتی پاندول معروف به پاندول شوررئل قرنها پیش توسط ابن سینا مورد استفاده قرار گرفت . Paracelsus ستاره شناس سوییسی قرن 16 اولین کسی بود که میدان مغناطیسی را شرح داد Kricher برای اولین بار واژه مغناطیسم حیوانی Animal Magnetism  را استفاده کرد و آن را عامل بیماریها دانست و درمان مغناطیسی را پیشنهاد داد . کشیش مسیحی به نام Maximilian Hell اصول مغناطیس را شرح داد و کشیش دیگر به نام پدر Johann Gassner اعتقاد داشت بیشتر بیمارها توسط ارواح خبیثه ایجاد شده و می توان با غلبه بر آنها فرد را درمان کرد پدر گاسنر برای مبارزه با ارواح خبیث با شنل ارغوانی و صلیب طلایی بزرگی به ملاقات بیمار رفته و پس از مناسک خاصی که در مسیحیت به آن جن گیری می گویند ارواح را از کالبد فرد خارج می کرد او با این روش بیش از پانزده هزار بیمار را درمان کرد .

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 و ساعت 14:2 |

خیلی از ما هیپنوتیزم را از نمایش ها و فیلم ها می شناسیم ولی شاید کمتر کسی بداند که هیپنوتیزم یک روش درمانی و کمک درمانی بسیار موثر در تمام دنیا می باشدکه ده ها سال است در اروپا و امریکا مورد استفاده قرار می گیرد در سال ۱۹۵۵ انجمن پزشکی انگلیس و در سال ۱۹۵۸ انجمن پزشکی ایالات متحده هیپنوز را به عنوان روشی قابل قبول در درمان مورد تایید قرار داد ولی متاسفانه در کشور ما کمتر شناخته شده است گرچه در سالهای اخیربه همت انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران در حال شناخته شدن است . انجمن هیپنوتیزم بالینی امریکا ASCHبا تلاش و کوشش دکتر Milton Ericksonدر سال 1957 بنا نهاده شد و خود وی بعنوان اولین رییس آن انتخاب گردید .اگرچه استفاده از هیپنوز در درمان بیماریها قدمتی چند هزار ساله دارد که بعداً در تاریخچه هیپنوتیزم به  آن اشاره خواهم کرد اما هیپنوتیزم مدرن و امروزی حدود دو قرن است  که شکل گرفته .

هیپنو تراپی یا درمان هیپنوتیزمی در درمان بیماریهای زیادی بکار رفته از بیماریهای نوروتیک مثل استرس و افسردگی و ترس گرفته تا علایم جسمانی با منشا اعصاب مثل سندرم روده تحریک پذیر و سردردهای عصبی و میگرن و بیماریهای جسمانی مثل آسم و زخم معده جهت کاهش استرس ناشی از یک بیمار مزمن و حتی برای آمادگی مرگ در بیماریهای کشنده ای مثل سرطان . بطور خلاصه از هیپنوز در هر جایی که ذهن در گیر است استفاده می شود و کدام بیماری یا مشکلی را می شناسیم که در آن درگیری ذهنی وجود نداشته باشد به این دلیل است که می گویند که از هیپنوز می توان در درمان یا کمک به درمان اکثر بیماریها استفاده کرد اما به یاد داشته باشیم که هیپنوز فقط یک ابزار است که باید در کنار ابزار های دیگر توسط افراد وارد به کار گرفته شود و آشنایی با هیپنوز به تنهایی دلیلی برای توانایی فرد در درمان بیماریها نمی باشد یا به عبارت دیگر کسی می تواند از هیپنوز در درمان بیماریها استفاده کند که بدون هیپنوز هم بتواند آن بیماری را درمان کند و این تکنیک مکمل روشهای دیگر مورد استفاده در پزشکی می باشد.

+ نوشته شده توسط دکتر محمد محزون در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 و ساعت 13:59 |


Powered By
BLOGFA.COM


Counters
Counters